روش کیفی در تکمیل پایان نامه

روش کیفی طیف وسیعی ازپژوهش ها را تشکیل میدهند که از نظر پارادایم نوع پرسشهای پژوهش و هم از نظر نحوه گردآوری داده و عمق پژوهش، باپوژهش های کمی تفاوت دارند.

این نوع پژوهش قصد تعمیم پژوهش نداشته و درصدد از جرایی وقوع پدیده ها است. با وجود این که شیوه انجام این نوع پژوهش از ساخت انجام پژوهش های کیفی برخوردار نیست، ولی در سال های اخیر بسیار موردتوجه پژوهشگران قرار گرفته و در کشورمان نیز از اقبال خوبی برخوردار شده است.

 اهداف روش های کیفی در تکمیل پایان نامه

مهم ترین مقاصد پژوهشهای کیفی به شرح زیر است:

توصیف روش کیفی

هنگامی که اطلاعات کمی درباره یک گروه انسانی، یک سازمان یا برخی پدیده های اجتماعی وجود داشته باشد، مصاحبه های عمیق و مشاهدات علمی بهترین راه مطالعه آنها است.

تدوین فرضیه روش های کیفی

گردآوری اطلاعات دقیق درباره برخی پدیده ها، مشاهده و مصاحبه با سوژه ها معمولا به شکل گیری فرضیه هایی که از نظر علمی آزمون پذیر باشند، منتهی می شود.

توسعه تئوری

بسیاری از افرادی که پژوهش های کیفی را بکار می گیرند، مهم ترین هدفشان کشف یک تئوری یک پارچه پدیده مورد مطالعه است.

انواع تئوری

تئوری ها در پژوهش های کیفی در انجام پایان نامه اغلب به صورت داده های تجربی و نه بر پایه دیدگاه های از پیش تعیین شده پژوهشگر درباره موقعیت اجتماعی، شکل می گیرد.

عناصر مشترک در روش های کیفی

 پژوهش های کیفی دارای عناصر مشترکی به شرح زیر می باشند

– این نوع پژوهش مبتنی بر یک دیدگاه فلسفی «تفسیر گرایانه»بوده وتوجه آن به چگونگی تفسیر، درک، تجربه و به وجود آمدن جهان اجتماعی،معطوف است.

– روش کیفی در نگارش پایان نامه برای گردآی و تولید داده های پؤوهشی ، ازروش های انعطاف پذیر و حساس نسبت به بافت اجتماعی که داده ها از آن بدست می آید،استفاده می کند.

– این پژوهش برآن گونه از روش های تحلیل و تبیین استوار است که به درک عمیق پیچیدگی، جزییات و بافت پدیده های موردمطالعه تاکید میشود.

– پژوهش کیفی باید به طور نظام مند و با دقت و سخت گیری اجرا شود پژوهشگر باید در فرآیند پژوهش به شیوه ای دقیق، جدی و نظام مند برنامه ریزی کند و آن را به انجام رساند.

– روش کیفی باید به شیوه ای استراتژیک و درعین حال انعطاف پذیر اجراشود.

روش کیفی درتکمیل پایان نامه برچه اصلی استوار است

–  روش کیفی باید با خود انتقادی پژوهشگر همراه باشد. با پژوهشگر باید اقدام ها و نقش خود در فرایند پژوهش را از جمله تفسیر داده های پژوهشی را با موشکافی موردنقد و بررسی قرار دهد.

– روش کیفی باید تبیین های اجتماعی ای را برای معماهای عقلی یا ذهنی ارائه دهد.

– روش کیفی باید به تبیین های اجتماعی منجر شود، تبیین هایی که به گونه ای تعمیم پذیر باشند و یا طنین گسترده ای داشته باشد.

– روش کیفی را نباید مبتنی بر یک فلسفه و یا یک روش واحد و یکسان دانست و یا آن را در تضاد با پژوهش کمی تلقی کرد.

مراحل انجام روش کیفی در تکمیل پایان نامه

صرف نظر از تفاوت هایی که در بین انجام انواع پژوهشهای کیفی و مراحل کلی تکمیل پایان نامه شرح زیر خلاصه می شود:

– تعیین استراتژی پژوهش، یعنی روشن ساختن این که پژوهش،توصیفی، اکتشافی و یا تبیینی است که به ترتیب استراتژی های پژوهش میدانی،مطالعه موردی همراه با پژوهش میدانی ویا مطالعه میدانی همراه بامطالعه موارد چندگانه را می طلبد.

 -نمونه گیری از جامعه مورد مطالعه

– گردآوری داده ها

– تحلیل دادهها

– تعیین روایی و پایایی روش کیفی

– تدوین گزارش روش کیفی

 قوم نگاری در روش کیفی تکمیل پایان نامه

 قوم نگاری روشی است که مردم شناسان در تکمیل پایان نامه بکار می برند و کانون توجه این روش تمرکز بر فرهنگ، گروهی از انسانها دارد. پیش فرض بنیادین قوم نگاران این است که هر گروه انسانی در نهایت به تکامل فرهنگی می پردازد که راهنمای جهان بینی اعضای آن گروه و راهی که ساختار تجربی آنها را شکل می دهد، است. قوم نگاران اغلب به مطالعه ای گسترده درباره گروه فرهنگی موردعلاقه خود می پردازند.

هدف قوم نگاری در روش کیفی

هدف قوم نگار، فراگیری (و نه مطالعه) اعضای یک گروه فرهنگی است برای درک جهان بینی آنها، به گونه ای که خود تعریف می کنند. پژوهشگران قوم نگار گاهی به دیدگاه های امیک یعنی تحلیل پدیده های فرهنگی از دیدگاه فردی که مشارکتی در فرهنگ مورد مطالعه ندارد، می پردازند. درواقع، دیدگاه «امیک» به جهان بینی اعضای یک فرهنگ مربوط می شود، حال آنکه دیدگاه «اتیک» به تفسیر بیرونی تجارب آن فرهنگ می پردازد. قوم نگاران درصدد کسب دیدی داخلی (امیک) از فرهنگ مورد مطالعه هستند که معمولا از طریق مشاهده حضوری و مصاحبه عمیق حاصل میشود.

 پدیدارشناسی درروش کیفی در تکمیل پایان نامه

پدیدارشناسی، رویکردی است که برای جستجوی عمیق در معانی شخصی و تجارب زنده و در نهایت شناخت عمیق از یک پدیده شامل ارتباطات، انتظارات نگرش ها و باورها، از کارایی کافی برخوردار است.

 یک پدیده را آن گونه که توسط افراد درک می شود را می توان با رویکرد پدیده شناسی کشف و تبیین نمود.

تبیین رویکرد پدیدار شناسی

پدیدارشناسی به معنای شناخت پدیده ها است. مکتب پدیدارشناسی در پی آن است که با تفکیک آگاهی با واسطه و بی واسطه از یکدیگر، آگاهی انسان را از پدیدارهای ذهنی که بدون واسطه در ذهن وی ظاهر می شوند و ممکن است حتی عینیتی هم نداشته باشند، مورد مطالعه قرار دهد. در نهایت پدیدارشناسان به دنبال دریافت بدون پیش داوری موضوع از طریق به تجربه در آوردن آن هستند و به باور آنها شناخت پدیدار، آن گونه که هست، تنها از طریق خودشناسی ممکن است.

پدیدارشناسی از نظر لغوی

پدیدارشناسی از نظر لغوی، عبارت است از مطالعه پدیده ها از هر نوع و توصیف آنها با در نظر گرفتن نحوه بروز تجلی آنها، قبل از هرگونه ارزش گذاری، تأویل و یا قضاوت ارزشی. در نگاه دیگر اگر پدیدارشناسی را معناشناسی بدانیم، معناهایی که در زندگی انسان پدیدار می شوند، یک نظام معنایی را شکل می دهند. این نظام معنایی با اضافه نمودن وجود به زمان و مکان به دست می آید و شناسایی این نظام معنایی نیز از همین راه حاصل می شود؛ یعنی یک شناخت مضاف به زمان و مکان که آن را «تجربه زندگی» می نامند.

ویژگی های پدیدار شناسی در روش کیفی

دو ویژگی مهم هر نوع پدیده ای آن است که: اولا پدیده ها دارای ماهیت اند و ماهیت، ویژگی ضروری و ثابت پدیده است. برای مثال بزرگی یا کوچکی برای کیف جزء ماهیت او محسوب نمی گردد اما شکل جزء ماهیت آن است چون ممکن است از حالت کیفی بودن به کلی خارج گردد.

 ثانيا پدیدهها شهودی هستند: یعنی ماهیت پدیدارها را نه از طریق انتزاع که از طریق شهود به دست می آوریم. گزاره شهودی، گزاره ای است خود اعتبار بخش یعنی گزاره ای که برای احراز درستی آن هیچ مدرکی قوی تر از خودش نتوانید ارائه بدهید. بدین ترتیب ماهیات شهودی، خودشان محکم ترین دلیل وجود خودشان هستند.

پدیده شناسی درروش کیفی درتکمیل پایان نامه

پدیده شناسی یا پدیدارشناسی روشی است از اندیشه درباره تجارب زندگی انسانها. پژوهشگر پدیده شناس تلاش می کند به این سؤال پاسخ دهد که ماهیت این پدیده که به وسیله این گروه ازانسان ها تجربه شده است،چیست؟فرض پژوهش گر این است که ماهیتی وجود دارد که باید درک وفهمیده شود.

تمرکز او بر این است که چه تجربه انسانی درباره یک پدیده خاص وجود دارد و چگونه این تجارب را تعبیر می کنند. برای غالب پژوهشگران پدیده شناس، پژوهش نه تنها شامل مطالعه درباره تجربه ای خاص به وسیله گردآوری اطلاعات از مردم مورد پژوهش است، بلکه تلاش معمول روی هر پدیده از طریق مشاهده و درون نگری صورت می پذیرد. پدیده شناسی معمولا شامل چهار مرحله اساسی است: زمینه شناسی، درون یابی، تحلیل و توصیف.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *